شخصيت هاي برگزيده و تاريخي و به ياد ماندني تاريخ سينماي ايران

 

art.jpg 

1- حميد هامون( خسرو شکيبايي در فيلم هامون اثر داريوش مهرجويي1369)

ad_22_15_0.jpg

آن سالها هنوز خسرو شکيبايي بازيگر گمنامي بود که البته گاه گاهي جرقه هايي از درخشش را زده بود . داريوش مهرجويي که هيچ وقت در انتخاب بازيگرانت دچار خطا نميشود نقش پيچيده حميد هامون را به شکيبايي مي سپارد و شکيبايي چنان هامون را خلق ميکند که به جرات يکي از ماندگار ترين شخصيت هاي تاريخ سينماي ايران ثبت ميشود.به قول کيومرث پوراحمد :« تو هميشه به روزي . حميد هامون.با همان آشفتگيها و عصبيتها و خريت هايت هميشه در خاطره ها مي ماني…»

ديالوگ به يادماندني از حميدهامون: « لاکردار اگه بدوني هنوز چقدر دوست دارم»

2- مش حسن( عزت اله انتظامي در فيلم گاو اثر داريوش مهرجويي1348)

گفته اند که(1) در پديده بودن و پديده شدن نقش مش حسن سه نفر نقش داشته اند:

1- غلامحسين ساعدي نويسنده داستان عزاداران بيل. که فيلم گاو براساس چهارمين داستان از اين مجموعه داستان خلق شد. و در واقع يکي از ماندگارترين اقتباس هاي ادبي تاريخ سينماي ايران همين فيلم گاو است.

2- داريوش مهرجويي . کارگردان فيلم گاو.

3- عزت اله انتظامي بازيگر نقش مش حسن. شما را به خدا دقت کرده ايد عزت اله انتظامي در فيلم گاو معجوني از انسان و حيوان بود؟ آنهم حيواني که کراهت حيواني ندارد . بلکه معصوميتي در اين انسان – حيوان وجود دارد که با همه خشونت در رفتارش تماشاگر با او همدردي ميکند. نزديک به 40 سال از خلق اين شخصيت داستاني – سينمايي تاريخ سينماي ايران ميگذرد و به قول يکي از منتقدين سينماي ايران (2)کم کم نام مش حسن از خالقانش ( ساعدي- مهرجويي – انتظامي) فراتر ميرود. چرا که از ماندگار ترين شخصيتهاي تاريخ سينماي ايران است.

ديالوگ: « من مش حسن نيستم . من گاو مش حسنم!»

3– سيد(بهروز وثوقي در فيلم گوزنها اثر مسعود کيميايي1354)

… گوزنها بدون سيد گوزنها نميشد و وثوقي هم بدون کيميايي اسطوره نميشد . حقيقت اين است که بعد از وثوقي ديگر هيچ کس نتوانست جاي او را در سينماي کيميايي بگيرد و سيد به يکي از مهم ترين نقشهاي کارنامه حرفه اي اين دو تبديل شد.(3)

4- قيصر( بهروز وثوقي در فيلم قيصر اثر مسعود کيميايي1348)

ad_22_15_1.jpg

 

 

5- نايي جان( سوسن تسليمي در فيلم باشو غريبه کوچک اثر بهرام بيضايي1365)

6- علي خوش دست ( سعيد راد در فيلم تنگنا اثر امير نادري1352)

7- مجيد ظروفچي ( بهروز وثوقي در فيلم سوته دلان اثر علي حاتمي1356)

8- خورشيد ( داريوش ارجمند در فيلم ناخداخورشيد اثر ناصر تقوايي1366)

9– اميرو( مجيد نيرومند در فيلم دونده اثر امير نادري1363)

10- سيما رياحي( هديه تهراني در فيلم شوکران اثر بهروز افخمي 1379)

 

 

سيما رياحي از اولين نقشهاي زن در سينماي ايران بود که شخصيت مهجور و معصوم زن ايراني را نداشت. گرچه سرانجام دردناکي برايش رخ ميدهد اما تقريبا براي نخستين بار يک چهره دووجهي از شخصيت زن در سينماي ايران ميديديم که ظاهر تهديدآميزو اغواگري دارد و در برابر مرد کرنش ندارد . که البته نوع خاص بازي هديه تهراني در ارائه چنين تصويري بدون ارتباط هم نيست.

11- هالو( علي نصيريان در فيلم آقاي هالو اثر داريوش مهرجويي1349)

12– حاج کاظم( پرويز پرستويي در فيلم آژانس شيشه اي اثر ابراهيم حاتمي کيا1376)

شخصيتي که براي دفاع از حقوق حقه يک مجروح جنگ در حالي که آرمانهايش را( که براي آنها عمري را جنگيده و دوستان و رفقا و همسنگراني را از دست داده) در معرض نابودي ميبيند رو در روي مردم و نيروي انتظامي مي ايستد و حرفهاي دل اهالي جبهه و جنگ را بازگو ميکند. البته تا اينجا شايد جالب نباشد. قضيه وقتي زيبا ميشود که ديگران با او همراهي و همدلي نميکنند و در اين بين بسياري از اعتقادات حاج کاظم مربي زمان جنگ به شکل جدي به چالش کشيده ميشود.اگر بگوييم حاتمي کيا و پرستويي در برهه اي وامدار و مديون آژانس شيشه اي و حاج کاظم بودند سخن گزافي نگفته ايم.

ديالوگ: « من واسه صبرتون يه ياعلي ميخوام. همين.»

13– ميم( گلشيفته فراهاني در فيلم درخت گلابي اثر داريوش مهرجويي1377)

اقتباس ادبي موفق از کتاب درخت گلابي اثر گلي ترقي. ميم از بيادماندني ترين شخصيتهاي سينماي ايران است.معشوقي قابل درک. خصوصيات ميم را مرور ميکنيم:

شاعر – خيالاتي – سرخوش – بي تفاوت – کتاني پوشيدنش خاص است و گاهگاهي سيگار هم ميکشد!!

هشت سال از محمود ( که ديوانه وار او را دوست دارد) بزرگتر است و در برابر ديگران از آزار دادن محمود لذت ميبرد. صدالبته در پرورش چنين شخصيت جذابي گلي ترقي – داريوش مهرجويي و گلشيفته فراهاني هرسه نقش داشته اند.

ديالوگ:« اگه يه روز سواري / اومد ز سبزه زاري / … / بهش بگين کاکل زري / دير اومدي مرد پري.»

14– رضامارمولک( پرويز پرستويي در فيلم مارمولک اثر کمال تبريزي1383)

عبور از خطوط قرمز . يا به بين ديگر حرکت بر روي خطوط قرمز. اين از عهده کمال تبريزي خوب بر مي آيد. يکبار در ليلي با من است با رزمندگان خط مقدم به خوبي شوخي کرد و در واقع چهره ها و شخصيتهاي واقعي را نشان داد که در بازگوکردن و نشان دادن آنها ابا وجود داشت. و اينبار رضا مارمولک در لباس روحانيت.

بسياري ديالوگهاي طنزي که ديدن و شنيدن آنها بر روي پرده سينما ممکن نبود با بازي روان و زيباي پرستويي در لباس روحانيت براي نخستين ( و تاکنون آخرين) بار ممکن شده بود و البته ميدانيم که خودماني تر شدن با بزرگ ترها ميل همه ما ايرانيهاست. رضا مارمولک در لباس روحانيت شخصيت فراموش نشدني سينماي ماست . به خصوص جايي که ميگفت: عزيز دل برادر!!

ديالوگ:« محرم و صفر سرقت تعطيل و نجسي حرومه…»ad_22_15_5.jpg

15– ليلا ( ليلا حاتمي در فيلم ليلا اثر داريوش مهرجويي 1376)

پي نوشت:

1- نغمه ثميني

2- نغمه ثميني

3- آنتونيا شرکا

مهدی شادان

۱ دیدگاه»

  حسین لامعی wrote @

سلام….

تبریک میگم بهت…..

دمت گرم……. خیلی خیلی خیلی خیلی حال کردم و خاطره هام زنده شد…

یا علی مدد


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: